بزرگ مرد کوچک

کیان كوچولوي شيطون من

آخرین پست

سلام به همه دوستان گلم

از اینکه همیشه به وبلاگ کیان با وجود آپ های دیر به دیر من سر می زدید، ممنونم

راستش من از نوشتن خاطرات در وبلاگ زیاد خوشم نمی یاد ،‌چون واقعا وقت گیره مخصوصا گذاشتن عکس .

خواستم از همینجا به همه شمایی که به من و کیان لطف دارید بگم که اگه دوست داشتید خاطرات کیان را  پیگیری کنیدبیاید به آدرس زیر:

http://www.ninisite.com/diary/detail.asp?babyID=1023

پیتزا با خانواده

هفته ای که گذشت ، خونه مامان منظر بودیم ،‌ اینقدر من و دوست داشتن که نمیذاشتن برگردیم خونمون..

آشپزخونه مامانی به اندازه 10 سانت بالاتر از سطح پذیرائیشون بود و منی که اینقده زود یاد گرفته بودم از سه چهار تا پله بیام ، پائین ،‌ ان در خم این جقله پله مانده بودم و کلی سوژه خنده .. نیست که اشپزخانه عشقولانه من می باشد ، هی تند تند میرفتم اونجا ودوباره درمونده پائین اومدن می شدم..

 اخرین شبی که اونجا بودیم مامانی (مامان فاطمه) هم اومد اونجا و شب همگی به پیشنهاد مامان رفتیم پیتزا مادر!!

به من و دیانا وهلنا خیلی خوش گذشت وبقیه هم از صدای خنده و بازی ما ذوق می کردن..

عجب  شب خفن دوست داشتنی ای بود.

من توی ماشین خوابم برده بود و وقتی رسیدیم خواب بودم ، اما خیلی زودبیدار شدم..

لالا 

 

 

اینجا تازه از خواب بیدار شده بودم

از من فقط به صرف سیب زمینی پذیرائی شد ..

معرفی می کنم از سمت چپ: دیانا ( دختر عمه مژگان) هلنا ( دختر عمه مریم)

من اینجا شو خیلی دوست داشتم

اگه گفتید اون وسط چی می بینید،‌ اینقده خوب بود ، خودم و ول کرده بودم وسط توپا ، بعضی وقتا سرم می رفت زیر توپها ولی صدام در نمی یومد ، مامانی من از اینا زیاد دوست دارم ، تند تند من وبیار اینجا

کیان کوچولو

شنیدن صدای گریه های قشنگت اشک را در چشمانم جاری ساخت .. وتو پاک وزیبا ،‌بسیار زیبا،‌به دنیای من و داریوش قدم گذاشتی... پنجشنبه 15 آذر 1386 ساعت 10:20صبح ، بی شک قشنگ ترین ساعاتی بود که من وبابایی تا به حال تجربه کرده بودیم وخواهیم کرد . لمس موجودی آنقدر شیرین وآنقدر عزیز که تمام دنیایمان را به پایش بریزیم... جمعه عصر از بیمارستان برگشتیم خونه . قشنگترین باران آسمانی شروع به باریدن کرده بود .. انگار کیان عزیز من همراه با قطره های بارون از آسمون قشنگ خدا واسه ما( من و داریوش )اومده بود..
babykian86@gmail.com

موضوعات

کیان کوچولو (۸)

نی نی (٥)

کیان (٥)

نی نی سایت (٢)

کیان پیکاسو (٢)

دندون (۱)

سالگرد ازدواج (۱)

نی نی (۱)

کیک وشمع (۱)

هدیه روز مرد (۱)

اتود (۱)

پسرک (۱)

جشن (۱)

خانواده (۱)

خواب (۱)

کوچولو (۱)

حیاط (۱)

انگور (۱)

کودک (۱)

مدل (۱)

اسکیس (۱)

قاب عکس (۱)

baby kian (۱)

ني ني (۱)

كيان پيكاسو (۱)

صفحات وبلاگ

آرتین(کوچولوی نسیم)- شایان - آرتین - آنیتا - شهراد-خلود- رامان- شایلی - عسل آقا پارسا

آرشیو خاطرات

گالری کیان (2-3 ماهگی )

گالری عکسهای کیان (1 تا 2 ماهگی)

تقویم رومیزی 1387 کیان کوچولو

مطالب اخير

آخرین پست

پیتزا با خانواده

باز هم باید تیتر بزنم : کیان اوووووووووووف شد

بازی با بادکنک

۱۳۸٧/٧/٢۳

۱۳۸٧/٧/٢٢

۱۳۸٧/٧/٢۱

۱۳۸٧/٧/٦

پارک

رویای شبانه

نويسندگان

کیان کوچولو

دوستان

خاطرات ني ني سايت

عكس، فيلم و مطالب كودكانه

آرتميس كوچولو

نی نی آرتین

دانیال کوچولوی خوشتیپ

شایان کوچولو"هدیه تولد مامانی"

ماجراهای شهراد

خاطرات رژین

معین الدین

آشیانه عشق عسل و آقای همسر

خاطرات تارا

شایلی کوچولو

کیا کوچولو

خلود پرنده کوچک خوشبختی

دنیای ما

یاس گل و امیر علی کوچولو

ماهان عسلي

آرتين كوچولوي مريم

ارشياكوچولوي هاله

عروسک خوشگل نارتینی

خاطرات کودک ایرن

آلینا کوچولوی مخملی

فرزان كوچولوي آزاده

یانا

قالب وبلاگ

امکانات جانبی

RSS 2.0

Design By Blog Skin